خلاصه کتاب
از جمله مباحثی که در کتاب شکست عادت های کهنه مطرح میشود: شمای کوانتومی، غلبه کردن بر محیط، غلبه بر بدن، غلبه کردن بر زمان، بقا در برابر آفرینندگی، مغز و مراقبه، از تفکر به عمل به بودن، شکاف، مراقبه، توضیح عرفان و امواجی از آینده، گام برداشتن به سمت تقدیر نو، باز کردن درهای حالت آفرینندگی، ریشه کن کردن عادت خود بودن، از هم باز کردن خاطرهٔ قدیمی خود، آفرینش ذهن جدید برای آینده جدید و در نهایت نشان دادن و شفاف بودن برای زیستن واقعیت جدید.
همه ما بارها این جمله را شنیده ایم: دنیای درون ما، دنیای بیرون مان را شکل می دهد. اما بیشتر افراد در دل خود اعتقادی به این جمله ندارند. اگر کسی بپذیرد که افکارش تأثیر ملموسی بر زندگی او می گذارند، آیا اجازه می دهد فكر ناخواسته ای وارد ذهنش شود؟ و آیا تلاش نمی کند به جای تمرکز بر روی مشکلات، بر روی خواسته ی واقعی خودش تمرکز کند؟
بخشی از سخن نویسنده
کتاب حاضر محصول یکی از علاقههای من است – تلاش صادقانهی من برای رمزگشایی از عرفان به طوری که هر کسی بتواند درک کند که ما تمام چیزهای مورد نیاز برای ایجاد تغییر در زندگی را دم دستمان داریم. اکنون در زمانهای هستیم که دیگر فقط به «دانستن» اکتفا نمی کنیم، بلکه میخواهیم «بدانیم چگونه.» چطور میتوانیم مفاهیم در حال ظهور علمی و دانش قدیمی را برای موفقیت در ایجاد یک زندگانی غنی به کار برده و برای خود شخصیسازی کنیم؟
در کتاب شکست عادت های کهنه نه تنها دانش لازم برای تغیر جنبه هایی از خودتان به شما داده خواهد شد بلکه به شما به صورت گام به گام آموزش داده می شود تا آنچه را که یاد می گیرید به کار بگیرید تا بتوانید تغییرات محسوسی در هر زمینه از زندگی خود داشته باشید. ژن های شما مسیر زندگی شما را تعیین نمی کنند. علمی جدید درحال ظهور است که به انسان این توانایی را میدهد تا واقعیتی را که میخواهد بسازد.
بخشی از متن کتاب
مغز شما درتمام کارهایتان دخالت دارد، از جمله در طرز فکر، احساس، طرز عمل و شیوه تاکردنتان با سایر مردم. این عضو مرکز شخصیت، هوش و تمام تصمیماتی است که شما می گیرید. تجربه ی تصویربرداری من از مغز دهها هزار بیمار در سراسر دنیا به مدت بیش از ۲۰ سال، نشان میدهد که وقتی مغز درست کار کند، شما درست کار میکنید و وقتی مغز دچار مشکل شود، شما هم به احتمال زیاد در زندگیتان دچار مشکل خواهید شد.
اگر مغزتان سالمتر باشد، شما خوشحالتر، سالمتر، ثروتمندتر و داناتر خواهید بود و تصمیمات درستتری خواهید گرفت و اینها به شما کمک میکند موفقتر شوید و عمر طوالنیتری داشته باشید. اگر به هر دلیلی مغزتان سالم نباشد ، مثلا در اثر آسیب به ناحیه ی سر و یا ترومای عاطفی غمگینتر، بیمارتر، فقیرتر، کم سوادتر و ناموفقتر خواهید بود.
به آسانی میتوان درک کرد که تروما می تواند به مغز آسیب برساند، اما محققین نشان داده اند که تفکر منفی و برنامه ریزی نامناسب در گذشته نیز میتواند بر مغز اثر منفی داشته باشد. برای مثال، برادر بزرگم در بچگی، خیلی من را هُل میداد. این فشار و ترس دائمی باعث شد من دلهره ی بیشتری داشته باشم، الگوهای فکریام مملو از اضطراب باشد و همیشه گارد بگیرم؛ هیچوقت نمیدانستم چه موقع قرار است اتفاق بدی بیفتد.این ترس باعث شد مرکز ترس مغز من بیش از حد فعالیت کند ، تا اینکه در مراحل بعدی زندگی این مشکل را حل کردم.
دوره های مرتبط
کتاب یادداشت های پنج ساله
این کتاب نه رمان است و نه داستان، اما شیوهٔ روایتش به جذابیت داستانها و رمانهای مارکز است. مطالعهٔ این کتاب از این جنبه که با سایر آثار مارکز متفاوت است و خود حقیقی او را بهتر و بدون مانعی نشان می دهد، برای دوستداران آثار مارکز میتواند تجربهای جذاب باشد. جهانبینی این نویسنده را بهخوبی نشان میدهد. موضوعات این کتاب از جایزه نوبل، که شبحش در مواقعی از سال روی سر نویسندهها میافتد، هست تا بدیمنی نوبل گرفتن و عقاید مارکز درباره نوشتن و سیاست و آمریکا و… .
کتاب کافکا در کرانه
رمان کافکا در ساحل (رمان کافکا در کرانه) از دو شخصیت ممتاز و فوق العاده قابل توجه بهره می برد: پسری نوجوان، به نام کافکا تامورا، که از خانه می گریزد تا هم از غیب گویی مخوفی فرار کند که زندگی اش را با سرنوشت ادیپ، اسطوره ی یونانی، گره می زند و هم به دنبال مادر و خواهرش بگردد که مدت هاست خبری از آنان ندارد. شخصیت دیگر، پیرمردی ساده لوح به اسم ناکاتا است که بهره ی هوشی چندان بالایی ندارد و بعد از حادثه ای که در زمان جنگ برایش اتفاق افتاد، هرگز بهبودی کامل را به دست نیاورد. او، در خلال اتفاقات کتاب، به دلایلی به سوی کافکا کشیده می شود؛ اما همانند بسیاری از کارهای روزمره ی زندگی، ناکاتا چیزی از این دلایل دستگیرش نمی شود.
کتاب بیشعوری
خطرناکترین بیماری تاریخ بشریت، بیشعوری است. این چیزی است که «خاویر کرمنت» در کتاب بیشعوری به آن اعتراف میکند. اما جای نگرانی نیست. کرمنت صادقانه میگوید که خودش هم قبلاً بیشعور بوده و توانسته خودش را درمان کند. او این کتاب معروف را نوشته تا راهکارهای عملی درمان این عارضه را به دیگران هم نشان دهد. بهنظر میرسد که بیشعوری یکی از دغدغههای اصلی کرمنت است و او در این اثر توضیح میدهد چرا بعضی ها بیشعورند. سایر آثار خاویر کرمنت هم در فضایی مشابه نوشته شدهاند. «بیشعورهای گردنکلفت»، «بیشعورهای ابدی» و «توطئهی بیشعورها» از کتابهای این نویسنده هستند که در همهی آنها، جنبههای متفاوتی از بیشعوری و راهکارهای شناخت و مقابله با آن ارائه شده است. میتوان بهجرئت گفت که این کتاب در ایران، بیشترین طرفدار را دارد. آنقدر که حتی از کسانی که چندان اهل کتاب و کتابخوانی نیستند هم نام این کتاب را میشنوید. نکات و مواردی که در این کتاب آمده، میتواند به شناخت رفتارهای نادرست خود و اطرافیان و نحوهی مقابله با آنها، کمک کند. با استفاده از همین راهکارهاست که میتوانیم زندگی سالمتر و آرامتری برای خود و دیگران ایجاد کنیم.