کتاب روانشناسی تصویر ذهنی با مثالی زیبا شروع می شوید:
زمانی از چارلی چاپلین پرسیدند حرکت هنری در صحنه سینما چیست؟ چاپلین جواب داد: «حرکتی است که اگر آن را از صحنه بازی بردارند به بازی لطمه وارد می شود.»
موضوع کتاب که همان روانشناسی تصویر ذهنی است، حلال مشکلات روانی، در صحنه مغز و زندگی انسانی همین حالت را دارد. اگر به آن مجهز نباشید، به زندگی لطمه وارد می شود. این کتاب از آن دسته از کتاب هایی نیست که بگوییم کتاب خوبی است! حتماً آن را بخوانید. درواقع تصویر ذهنی، کتای است که عدم اطلاع از آن آسیب می زند و اختلال ایجاد می کند، همچنین گرفتاری می آفریند و مشکل به وجود می آورد. شک ندارم کنجکاو هستید که چه سری در این کتاب نهفته است که می تواند برای یک معامله گر مفید واقع شود. پیشنهاد می کنیم حتماً آن را مطالعه کنید تا به واقعیت و شیره اصلی این مفاهیم دست پیدا کنید.
قسمتی از کتاب روانشناسی تصویر ذهنی
در کتابی که حدود 20 سال پیش نوشتم، گوشه ای از تاریخچه جراحی های پلاستیک و به خصوص جراحی پلاستیک روی صورت که باب زندگی جدید را به روی بسیاری از مردم گشوده بود تحریم کردم. کتاب حکایت تغییرات شگرفی بود که اغلب به طور ناگهانی در شخصیت کسی که چهره اش تحت عمل جراحی پلاستیک قرار گرفته بود، بروز می کرد.
از موفقیتی که در این زمینه به دست آوردم تا بخواهید خوشحال شدم، اما این را هم بگویم که من هم مثل سِرهّمفری دِئوی از ناکامی ها بیش از پیروزی ها درس آموختم.
دوره های مرتبط
کتاب کافکا در کرانه
رمان کافکا در ساحل (رمان کافکا در کرانه) از دو شخصیت ممتاز و فوق العاده قابل توجه بهره می برد: پسری نوجوان، به نام کافکا تامورا، که از خانه می گریزد تا هم از غیب گویی مخوفی فرار کند که زندگی اش را با سرنوشت ادیپ، اسطوره ی یونانی، گره می زند و هم به دنبال مادر و خواهرش بگردد که مدت هاست خبری از آنان ندارد. شخصیت دیگر، پیرمردی ساده لوح به اسم ناکاتا است که بهره ی هوشی چندان بالایی ندارد و بعد از حادثه ای که در زمان جنگ برایش اتفاق افتاد، هرگز بهبودی کامل را به دست نیاورد. او، در خلال اتفاقات کتاب، به دلایلی به سوی کافکا کشیده می شود؛ اما همانند بسیاری از کارهای روزمره ی زندگی، ناکاتا چیزی از این دلایل دستگیرش نمی شود.
کتاب بیشعوری
خطرناکترین بیماری تاریخ بشریت، بیشعوری است. این چیزی است که «خاویر کرمنت» در کتاب بیشعوری به آن اعتراف میکند. اما جای نگرانی نیست. کرمنت صادقانه میگوید که خودش هم قبلاً بیشعور بوده و توانسته خودش را درمان کند. او این کتاب معروف را نوشته تا راهکارهای عملی درمان این عارضه را به دیگران هم نشان دهد. بهنظر میرسد که بیشعوری یکی از دغدغههای اصلی کرمنت است و او در این اثر توضیح میدهد چرا بعضی ها بیشعورند. سایر آثار خاویر کرمنت هم در فضایی مشابه نوشته شدهاند. «بیشعورهای گردنکلفت»، «بیشعورهای ابدی» و «توطئهی بیشعورها» از کتابهای این نویسنده هستند که در همهی آنها، جنبههای متفاوتی از بیشعوری و راهکارهای شناخت و مقابله با آن ارائه شده است. میتوان بهجرئت گفت که این کتاب در ایران، بیشترین طرفدار را دارد. آنقدر که حتی از کسانی که چندان اهل کتاب و کتابخوانی نیستند هم نام این کتاب را میشنوید. نکات و مواردی که در این کتاب آمده، میتواند به شناخت رفتارهای نادرست خود و اطرافیان و نحوهی مقابله با آنها، کمک کند. با استفاده از همین راهکارهاست که میتوانیم زندگی سالمتر و آرامتری برای خود و دیگران ایجاد کنیم.
کتاب باشگاه پنج صبحی ها
کتاب باشگاه پنج صبحیها اثری از رابین شارما کتابی انگیزشی است که اهمیت سحرخیزی را میتوان در خط به خط آن یافت. کتابی که بیدار شدن در ساعات ابتدایی روز را بسیار معجزه آسا میداند و آن قدر مورد تمجید منتقدان و متخصصان قرار گرفته است که بسیاری از آنها متفق القول معتقدند این اثر باید در دانشگاهها به عنوان یک کتاب مرجع تدریس شود.