خلاصه رمان توانگران چگونه می اندیشند
ثروتمندان دو گروهند: نخست، افرادی کاخ ثروت را به ارث برده اند، و از بدو تولد با قاشق های نقره ای غذا خورده اند. این گروه بدون اینکه خود از کوره حوادث، آبدیده بیرون آمده باشند، کسب و کار از پیش رونق یافته ای را آغاز می کنند و از ثمرات کار و تلاش پدر و نیاکان خود بهره می برند.
اگر چه این گروه از توانگران از ثروت خود بهره کافی می برند، اما طبیعی است که ورود به صحنه زندگی با جیب هایی انباشته از میلیون ها دلار، کار بسیار آسانی است که تنها برای کامیاب شدن به چند اندرز ناقابل نیاز دارند.
گروه دوم که در این رمان روی سخن با آنهاست، برخلاف گروه اول نیکبختی خود رابه هیچ وجه مرهون اصل و نسب خویش نیستند. شرایط زندگی اغلب ما به اوضاع و احوال زندگی آنان کاملا یکسان است از این نظر امتیازی نسبت به ما ندارند و مطالعه شرح زندگی آنها در این رمان هر گونه شک و شبهه ای را در این زمینه برطرف می کند.
دوره های مرتبط
کتاب بهترین درسهای زندگی
آنچه در این کتاب می خوانید عصاره ای است از بهترین و کاربردی ترین درسهای بنیاد ((مدرسه زندگی )) در تقریبا همه موضوعاتی که ((آلن دوباتن )) به آنها پرداخته است و می تواند اولین کتاب ، آخرین کتاب یا تنها کتابی باشد که برای درک آلن دوباتن به آن نیاز پیدا می کنید…….
کتاب چگونه باور درست و مثبت بسازیم
چگونه باور درست و مثبت داشته باشیم؟ یک باوری وجود دارد که مدام در ذهن ما تکرار میشود و این باور به ما میگوید که ما چه کسی هستیم. مشکل بعضی افراد این است که این باور موجود در ذهن آنها منفی است و آنقدر در ذهنشان تکرار شده است که دیگر متوجه آن نمیشوند. یک چیزی مدام به آنها می گوید که: «تو جذاب نیستی، با استعداد نیستی، شخصیت خوبی نداری اشتباهات زیادی مرتکب شده ای» و متعجب هستند که چرا احساس خوبی نسبت به خودشان ندارند. نمیدانند که به خاطر باورشان است. بعضیها این باور از دوران کودکی در ذهنشان نقش بسته است. از وقتی که یکی به آنها گفته است که تو باهوش نیستی، با استعداد نیستی، چیز زیادی نمی توانی بدست بیاوری.
رمز موفقیت این است که: باورهای گذشته را پاک کنید و باورهای جدیدی جایگزین کنید.
کتاب جیبی شاد و پر از پول
پول واقعی نیست.پول فقط ابزاری قانونی برای مبادله است. ما از پول تنها برای تبادل بها استفاده میکنیم. پول نمایانگر ارزش و بها است.
پول «بدنه» بها و نماینده فیزیکی بها و ارزشی است که در درون ما کموزیاد میشود. این کموزیاد شدن در «چیزهای» بیرون از ما رخ نمیدهد و فقط در درون ما است، زیرا بدون ما، چیزهای بیرونی مانند یک خودرو چه ارزشی دارد؟ هیچ ارزشی ندارد. دستکم برای ما ارزشی ندارد.