مروری بر فصلهای کتاب تاثیر
فصل اول، سلاحهای مورد استفاده در جهت تاثیر: باید همه چیز را آسان گرفت، اما نه خیلی زیاد.
فصل دوم، قانون مقابله: تمام دِینها و بدهیهایی را که دارید پرداخت کنید.
فصل سوم، تعهد و ثبات: مقاومت در ابتدای یک مساله، خیلی راحتتر از مقاومت در پایان آن است.
فصل چهارم، اصل اثبات اجتماعی: جایی که همه یک جور فکر میکنند، کسی زیاد فکر نمیکند.
فصل پنجم، علاقه: کار اصلی یک وکیل مدافع این است که هیئت منصفه را وادار کند، موکل او را دوست داشته باشند.
فصل ششم، صلاحیت: از کسانی که متخصص و حرفهای هستند تبعیت کنید.
فصل هفتم، کمیابی: هر چیزی را که به آن علاقه دارید، یک روز از دست میدهید.
درباره کتاب تاثیر
نویسنده به عنوان یک روانشناس اجتماعی، هنگامی که میبیند چگونه یک درخواست هنگامی که به شیوهای خاص بیان میشود، پاسخ منفی یا مثبت میگیرد، تصمیم گرفت با روشهای علمی وارد موضوع «روانشناسی اطاعت و پذیرش» شود و در این زمینه شروع به تحقیق کند. در شروع کار، تحقیق شکلی تجربی داشت و بخش زیادی از آن در آزمایشگاه و روی دانشجویان انجام میشد. او در پی این بود که بفهمد چه قواعد روانشناسی هست که بر تمایل فرد در جهت اجابت یک درخواست تاثیر میگذارد. هم اکنون روانشناسان اطلاعات زیادی دربارهی این قواعد دارند، این که این قواعد چه چیزهایی هستند و چطور کار میکنند. نویسنده این اصول و قواعد را سلاحی برای تاثیرگذاری روی دیگران میداند که تعداد آنها کم نیست، اما در این کتاب تنها مهمترین و کاربردترین این قواعد مورد بحث قرار گرفتهاند.
طی سه سال مشاهده و تحقیق سیالدینی متوجه شد که در میان هزاران روش مختلف برای مجاب کردن دیگران، این روشها به طور کلی در سه گروه طبقهبندی میشوند که بر هر کدام یک اصل روانشناسی حاکم است و به این فنون، قدرت و صلابت میبخشد. این کتاب بر اساس همین شش اصل تدوین شده است. هر یک از این قواعد شامل ثبات، اثبات اجتماعی، صلاحیت، علاقه و کمیابی از لحاظ نقششان در جامعه مورد بحث قرار گرفتهاند. همچنین از لحاظ این که چگونه ممکن است یک مجابگر حرفهای بتواند با استفاده از نیروی عظیم این اصول، در درخواستهای مختلف جواب بله بگیرد، هم بررسی شده است.
ما دارای مغزی هستیم که در مقایسه با گروههای حیوانی دیگر در این مورد، دارای کارایی بسیار بیشتری است. ما در توانایی خود برای در نظر گرفتن موقعیتهای چندگانهی مرتبط با موضوع و در نتیجه گرفتن یک تصمیم خوب، بدون رقیب هستیم. در واقع میتوان گفت، داشتن امتیاز پردازش اطلاعات در ما نسبت به دیگر گروههای حیوانی است که به ما کمک کرد تا این شکل برتر از زندگی روی کرهی زمین را به وجود آوریم.
با وجود این، ما هم در تواناییهای خود محدودیتهایی داریم و به علت بهرهوری، گاهی مجبور میشویم که از ویژگی اختصاصی و پیچیدهی تصمیمگیری که نیاز به آگاهی کامل دارد، صرف نظر کنیم و همه چیز را در یک جواب کوتاه بله یا نه خلاصه کنیم. و این یکی از موضوعات فرعی این کتاب است، این که ریتم سریع و سبک زندگی مدرن حتی فرصت بررسی سادهترین اطلاعات را هم به افراد نمیدهد. اینجاست که باید با شناخت اساسیترین و کارآمدترین مهارتها در تاثیر گذاشتن روی دیگران، آنها را وادار کنیم تا به چیزهایی که میگوییم و درخواست داریم، فکر کنند و سپس پاسخ دهند.
دوره های مرتبط
کتاب یادداشت های پنج ساله
این کتاب نه رمان است و نه داستان، اما شیوهٔ روایتش به جذابیت داستانها و رمانهای مارکز است. مطالعهٔ این کتاب از این جنبه که با سایر آثار مارکز متفاوت است و خود حقیقی او را بهتر و بدون مانعی نشان می دهد، برای دوستداران آثار مارکز میتواند تجربهای جذاب باشد. جهانبینی این نویسنده را بهخوبی نشان میدهد. موضوعات این کتاب از جایزه نوبل، که شبحش در مواقعی از سال روی سر نویسندهها میافتد، هست تا بدیمنی نوبل گرفتن و عقاید مارکز درباره نوشتن و سیاست و آمریکا و… .
کتاب قدرت
زمانی که راز پخش شد، به سرعت در سرتاسر دنیا از فردی به فرد دیگر منتقل شد. امروزه میلیونها نفر در کشورها زندگی خود را با روشهای اعجابانگیز این دانش، دگرگون کردهاند.هنگامیکه مردم از راز آموختند که چگونه میتوان زندگی را تغییر داد، هزاران داستان واقعی را با من در میان گذاشتند و من بصیرت بیشتری دربارۀ علل بروز مشکلات در زندگی مردم پیدا کردم و با این دانستههای جدید، دانش جدید “قدرت” حاصل شد، دانشی که میتواند زندگی را فوراً تغییر دهد.
کتاب چگونه باور درست و مثبت بسازیم
چگونه باور درست و مثبت داشته باشیم؟ یک باوری وجود دارد که مدام در ذهن ما تکرار میشود و این باور به ما میگوید که ما چه کسی هستیم. مشکل بعضی افراد این است که این باور موجود در ذهن آنها منفی است و آنقدر در ذهنشان تکرار شده است که دیگر متوجه آن نمیشوند. یک چیزی مدام به آنها می گوید که: «تو جذاب نیستی، با استعداد نیستی، شخصیت خوبی نداری اشتباهات زیادی مرتکب شده ای» و متعجب هستند که چرا احساس خوبی نسبت به خودشان ندارند. نمیدانند که به خاطر باورشان است. بعضیها این باور از دوران کودکی در ذهنشان نقش بسته است. از وقتی که یکی به آنها گفته است که تو باهوش نیستی، با استعداد نیستی، چیز زیادی نمی توانی بدست بیاوری.
رمز موفقیت این است که: باورهای گذشته را پاک کنید و باورهای جدیدی جایگزین کنید.